به دستهایم می نگرم و خالی انگشتانم که می گوید:
تو رفته ای
و من بیهوده...
به انتهای یاد تو در باران خیره مانده ام!!!
دوباره تنگ می شود دلم!!!

نظرات شما عزیزان:
اتوسا اریایان 
ساعت0:32---8 ارديبهشت 1391
خوب بود به وبلاگ منم سربزن ونظر بذار تا دلم نشکنه
سعید 
ساعت12:49---16 فروردين 1391
یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم بايد دروغ بگم،
ياد گرفتم هيچ وقت هيچکس ارزش شکستن غرورمو نداره،
ياد گرفتم تو زندگيم وقتی فهميدم طرفم چقدر دوسم داره هر روز
دلشو به بهونه اي بشکنم،
ياد گرفتم گريه های هيچ کس رو باور نکنم،
ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم،
ياد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم
qasedak 
ساعت12:57---11 اسفند 1390
بخند
بلندتر بخند
جدی نگیر افتادن هایم را
تلو تلو خوردن هایم را
این کلاهی که به سر زار می زند
بخند
بلندتر بخند
دلقک شده ام بخندانمت
nini ashegh 
ساعت13:21---10 اسفند 1390
هم رنگ تمام آرزوهای منی/ غارتگرجان ومال و دنیای منی
بی تونفس کشیدنم ممکن نیست/ساده بگویم که همه دنیای منی . . .
آی آدمها 
ساعت1:07---10 اسفند 1390
ای وای شرمنده اسمتون را اشتباه نوشتم
مهدبان=مهربان
آی آدمها 
ساعت1:06---10 اسفند 1390
خیلی قشنگ بود مهدبان جونم
Oldlove 
ساعت0:29---10 اسفند 1390
قهوه ي تلخ را روبه رويم
ميگذارد
و دور ميشود
به همگان بگو قهوه هاي اين کافه تا ابد
نخورده مي ماند وتلخ
سرد ميشود
خيلي زيبا بود مهربان جان مثل هميشه كوتاه اما زيبا..مرسي...
منم آپم
nini ashegh 
ساعت13:39---9 اسفند 1390
هر جا دلت شکست ، قبل رفتن خودت جاروش کن تا هر ناکسی منت دستای زخمیشو رو سرت نذاره !
ممنون که بهم سر زدی وبلاگ گشنگی داری من لینکیدمت
|